فرهنگ لغت
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
داشتی کم کم حرف میزدی ها :
یه روانپزشک شبکه دو سیما داره صحبت میکنه که اگه بچه ها با یک حرف منظورشونو برسونن و کارشون هم راه بیافته دیگه تلاشی برای حرف زدن نمیکنن فردای همون روز شما اقا کوچولو یکی دو تا چیز درخواست کردی البته با همون حرف اااا که منم نیاز شما رو برطرف کردم الان ٤ماهی میگذره که چیزی نمیگی غیر از ااااا این رو هم بگم که کلماتی که قبلا میگفتی رو یادت نرفته مثل...
عمممه .................. عمه
اب ................. آب
بابا ................. بابا
ماما .................. مامان
اد ..................... اذر
اییییی .................. علی
نه ................... نه
اوووو ................. عمو
زودتر حرف بزن دیگه نه به خاطر حرف مردم ( مهم نیست ) به خاطر خودم که دلم اب شد
امروز بابا داره هندونه رو تو میوه خوری میچینه توام اومدی بهم میگی ااااااا منظورت کار باباییه که اعصابم خورد شد و گفتم مامان جان یه کوچولو تلاش کن و بگو مگه زبون نداری یه لحظه برگشتم دیدم زبونت یک متری بیرونه


فرهنگ لغت
